به نام خدا

سلام

روی سکوی تل زینبیه رفتم

آرام به داخل نگاه کردم

دو رکعت نماز خواندم

صدا می آمد صدای شیون زنان عرب

حالم خراب بود

خیلی

تا حرم مولا (علیه السلام) تنها چند صد متر فاصله بود
چشمم را بستم

و  تصور کردم

دیدم خانم را با آن صبوری
با آن قدرت
با آن نجابت

و دیدم مولا ( علیه السلام) را که در خون دست و پا میزد

جانم آقا حسینم ( علیها السلام)


خدا قسمت کند برویم با معرفت برگردیم

یا همان جا شهید بشیم