14 سوال که شاید مخاطبین رادیو فردا هیچگاه از خود نپرسیده اند.

۱. فضایی که این رسانه برای مخاطب خود از ایران ترسیم می کند، آکنده است از شک، خیانت، خشونت، قتل و .... . آیا ممکن است نظامی با این همه نابسامانی بیش از 3 دهه دوام بیاورد، و به اعتراف خودِ ابرقدرتها آنقدر پیشرفت داشته باشد که خیلی از کشور ها بخش قابل توجهی از وقت و سرمایه خود را برای مهار آن کنار بگذارند؟ همین دروغگوهای کم حافظه در بخشهای دیگر خبری خود، ایران را آنقدر فارغ از مشکل و بحران می دانند که آن را متهم به دخالت در امور تعداد قابل توجهی از کشور های منطقه و حتی سراسر جهان می نمایند، برای مثال در بیداری اسلامی کشورهای مسلمان، اگر ایران با مدیریت خارق العاده اش قادر به دخل و تصرف در امور جهان است چرا آن را منصفانه با مخاطبان خود در میان نمی گذارند تا ضمن احترام به شعور آنان، اجازه انتخاب و تصمیم گیری را هم به آنان داده باشند. به راستی این اشخاص که بر تفکر مخاطبین خود اینقدر مستبدانه حکمفرمایی می کنند، بالفرض محال اگر قرار بود حکومتی داشته باشند چه دیکتاتوری ای به راه می انداختند؟

2. خبرنگاری از پرمخاطره ترین مشاغل دنیاست و موسسات خبرگزاری جزو پرهزینه ترین موسسات به شمار می روند. خرج هزینه های میلیاردی، و تولید ده ها ساعت برنامه برای تلاش در جهت نجات جان یک انسان که شاید تا یک سال دیگر قرار است به حق، اعدام شود و یا شاید اصلا انسانی و اعدامی وجود نداشته باشد مهم تر است یا نجات جان هزاران انسان مثلا در مواقع نزول بلایای طبیعی مانند زلزله بم و .... . شاید مدیران این شبکه ها فکر می کنند که بلایای طبیعی هم کار نظام است و یا اگر کمک به نجات جان انسانها نکنند با افتخار بیشتری از آمار بالای تلفات صحبت خواهند کرد. آیا تا به حال شاهد کمک رادیو فردا، بی بی سی، یا صدای آمریکا مثلا با تخصیص هزینه فقط یک ساعت از برنامه هاشان، به بلایای طبیعی در ایران بوده اید؟

3. آیا مخاطبان برنامه های رادیو فردا فقط یک بار به خاطر دارند صحبت از موفقیتی در ایران بشود؟ و اگر موفقیت ذکر شود با مسایل بی ارزشی آن را تحت الشعاع قرار ندهند؟(مثلا کسب ده ها مدال ورزشی گوانجو را، رادیو فردا نتیجه فعالیتهای خودجوشی دانست که هیچ ارتباطی به برنامه ریزیهای دولت نداشت!!!یا تورم زیر 10% سال قبل ایران را درمقایسه با تغییرات جهانی غیر موجه دانست!)

4. چگونه است که تغییر و پویایی مواضع بزرگان و صاحب نظران مذهبی و سیاسی در مورد شخصیتهایی مانند هاشمی( خصوصا در مقطع زمانی فتنه 88) و احمدی نژاد (در 6ساله اول ریاست جمهوری و دوره 2 ساله فعلی) نمادی از ضعف و وابستگی به نظام است اما همین تغییر رویه ها و چرخشهای سیاسی در اشخاصی مانند هاشمی و منتظری، یا صانعی موجبات تقدیرهای بسیار و برنامه های مختلف در مدح آنان به عنوان چهره هایی آزادیخواه، انسانی و از این دست عناوین عوامفریبانه از ناحیه این خبر گزاریست و آنچه برای نظام حرام است برای آنان مباح و حتی ضروری به نظر میرسد؟

5. اگر شرطِ اعتماد به رسانه، صداقت در اخبار و عدم سوق دهی مخاطب به سمت هدفی خاص از طریق بازی با کلمات و شگردهایی از این دست، بوده باشد، چگونه میشود که قبل، حین و بعد از یک تجمع 4الی 5 نفره ضد نظام، ساعتها برنامه و تحلیل ونتیجه گیری ارائه میگردد و این اقدامات هم کاملا غیر تحریک شده، مردمی و خودجوش است، اما تجمعات عظیم و میلیونی ایرانیان ارزش حتی یک گزارش مختصر را هم ندارد و اگر گزارش شود، دولتی، حضورِ تحتِ اجبار و در حد چند صد نفر جلوه داده میشود. آیا این امر مبتنی بر آن نیست که جوهره گزارشهای این طیف رسانه ها قائم بر استثنائات، و امور غیر واقعی است؟

6. از آنجا که شکل گیری این رسانه ها ( مانند رادیو فردا) کاملا سیاسی و مبتنی بر ایجاد موجهای مجازی در راستای بهره گیری در برنامه های کوتاه مدت است، به دفعات مشاهده شده که اخبار گزارش شده کذب از آب در می آیند. آیا مخاطبین این رسانه ها حتی برای یک بار شاهد اعتراف به دروغ بودن اخبار پخش شده و معذرتخواهی آنها از بیینندگان یا شنوندگان بوده اند؟ از آن جمله است تفاسیر تخیلی مربوط به یکی از شهدای فتنه، "صانع ژاله" که علیرغم بی اطلاعی از جنسیت و نام وی، تظاهر میکردند اشراف کاملی بر مواضع و دیدگاه ها و علت حضور وی در صحنه دارند.

7. صحت و سقم اطلاعات و ادعاهای علمی، منوط به مستندات ارائه شده به عنوان منابع تحقیقات است. حتی در دادگاه کوچکی در منطقه ای دور افتاده باید مستندات واقعی پشتوانه و ضمیمه باشد تا حکمی صادر گردد، وگر نه ابطال پذیر بودن آن امری حتمی است. آیا این امر که خیلی اوقات منابع ومستندات این رسانه ها را "نیروهای لباس شخصی"، "منبعی آگاه که نخواست نامش فاش شود" و یا فقط یک "نام" بدون هیچ نشان دیگری که قابل تایید یا تکذیب باشد، "شاهدان عینی" و در مجموع منابعی غیر قابل دسترس تشکیل می دهند، صداقت آنها را خدشه دار نمیکند؟

8. سیرِ موضعگیری این طیف رسانه ها در مراحل قبل، شکل گیری، و بعد از انقلاب به چه شکل بوده است؟ آیا مواضع ثابتی داشته اند؟ آیا شده تا به حال از جان خود هم سرمایه گزاری کنند(مثلا در جنگ تحمیلی شرکت داشته اند؟، یا ارزش انسانها در آن زمان با اکنون تفاوت داشته؟) یا همیشه باید عده ای در داخل کشور جان نثاری کنند تا آنها در دور ترین نقطه کشور در مناطقی امن فقط حرف بزنند؟

9. اگرفردا هیچ وابستگی ای به ابرقدرتها ندارد و ابزار آنان نیست، آیا تا به حال فقط یک مورد انتقاد علنی از سیاستهای ضد بشری این کشور ها را در پرونده خود ثبت نموده است؟

10. چرا رادیو فردا همیشه تاکید دارد تا به جای تلاش برای انتقال نظرات خود از طریق محتوای عالی، متوسل به جاذبه های جنسی( مانند مجریهای زنِ دارای صدای محرک و ...) شوند یا از موسیقی برای پر کردن فضای عاری از منطق و مملو از جوسازی و احساس برانگیزِ موجود در برنامه های خود بهره گیرند(رادیو فردا گاهی حدود50 دقیقه از یک ساعت را به پخش موسیقی اختصاص میدهد).

11. آیا محیط آکنده از نفرت، بغض، بدبینی، تجاوز، خشونت، و.... که دربرنامه های رادیو فردا موجود است، در دنیای واقعی ایران هم به چشم میخورد؟ یا مخاطب برای استمرار و باور این فضا ناچار است به خلق مباحثات چند نفره و ایراد نطق های آتشین رو بیاورد تا آنچه را با صرف وقت ارزشمندش به دست آورده واقعی تلقی نماید؟

12. چرا تماس گیرندگان تلفنی همیشه شامل یک یا چند نفر هستند که دارای لهجه غلیظی از یک از استانها و قومیتها هستند؟ آیا در ایران به طور روزانه شاهد چنین اموری هستید، یا حتی در برنامه های تلویزیونی داخلی؟ یا این هم دلیلی است بر تظاهر به دارای مخاطب بودن از سراسر کشور؟

13. به راستی،اطلاعات صحیح شما از کشور، شهر، دوستان، خانواده، و یا حتی شخص خودتان چقدر است؟ آیا میتوان انتظار داشت چند نفر در فاصله ای به اندازه یک دنیا، آنهم به طور آنی از وقایع کشورمان اطلاعات و تحلیل هایی صحیح ارائه دهند؟ آیا منطقی است که عمر گرانقدری که فقط یکبار به ما هدیه داده میشود، بر مبنای ظن و گمان های آدمهایی که تنها شناخت و رابطه مان با آنها یک صداست و هیچ سابقه صحیحی از آنها در دست نیست هدر رود؟(و ما یتبعو اکثرهم الا ظنا، ان الظن لایغنی عن الحق شیئا)

14. ویک سوال کلی تر و فراتر از رادیو فردا: . چرا متن انگلیسی خبرهای یک روز متعلق به یک شبکه ثابت مثلا "صدای آمریکا" با متن خبر همانروز در همان شبکه از حیث به کارگیری قیود، صفات، افعال و حتی نتایج و تعابیر، متفاوت است؟ مثلا بازتاب یک عمل در سطح جهانی یا تعداد شرکت کنندگان در راهپیمایی ها. آیا مخاطبانی که انگلیسی را می فهمند از مخاطبان فارسی زبان درک و فهم بیشتری دارند، که برای آنها واقعیات بهتر انعکاس می یابد؟