داستان انگور

حضرت امام صادق علیه السلام مىفرماید: على بن الحسین علیهما السلام همواره از انگور خوشش مىآمد. [روزى] انگورى خوب به مدینه آوردند، امّ ولدش مقدارى از آن را براى حضرت خریده، هنگام افطار براى آن بزرگوار آورد، حضرت آن انگور را پسندیدند. خواستند دست به سوى آن ببرند كه تهیدستى كنار درب خانه ایستاد و درخواست كمك كرد، حضرت به امّ ولد فرمود: براى او ببر، عرضه داشت: مقدارى از آن براى او بس است، حضرت فرمود: نه به خدا سوگند! همه آن را براى او ببر.
فرداى آن روز باز هم از آن انگور براى حضرت خرید كه دوباره تهیدست آمد و حضرت همه انگور را براى او فرستادند.
شب سوم سائلى نیامد و حضرت انگور خوردند و فرمودند: چیزى از آن از دست ما نرفت و خدا را سپاس
(16)- المناقب: 4/ 154؛ بحار الأنوار: 46/ 90؛ باب 5، حدیث 77.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ ساعت 0:14 توسط مهدي يار
|
في سبيل الله