کلاه گیس و کلاه فرنگی!
آنچه در بحث پوشش و حجاب حائز اهمیت است، پوشاندن موها برای زنان و پرهیز از هرگونه خودنمایی و آشکار کردن زیباییهایی است که میتواند به نوعی، عامل گناه و بروز افکار انحرافی باشد، به همین دلیل نیز شرط سادگی از ضرورتهای حجاب است.
آمیخته شدن پوشش اسلامی با شیوههایی که به جلب توجه بیانجامد، با اصل و اساس فلسفه حجاب مغایرت دارد.
مدتی است بسیار دیده میشود علاوه بر افزایش بهره مندی بی رویه و بیمناسبت از آرایشهای صورت، انواع چادرها و مانتوها، روسریها و شالها با طرحها و سبکهایی مورد استفاده قرار میگیرند که نه تنها فاقد سادگی هستند بلکه بسیار فریبنده بوده و جلب توجه میکنند، این امر با مقوله و فلسفه حجاب به هیچ عنوان همخوانی ندارد.
مدها، سبکها و شیوههایی که هر روزه توسط فرد یا افرادی، به عمد یا به سهو، به اصطلاح مد شده و مورد استفاده قرار گرفته، رفته رفته طیف وسیعی را در بر میگیرند .
رسانههای دیداری اعم از تلویزیون و سینما، از ابزارهای ترویج برخی شیوههای لباس پوشیدن و داشتن پوشش هستند و به همین دلیل نیز میبایست دقت نظر و حساسیت بسیاری در ارائه طرحهای نو و جدید داشته و عواقب و تبعات اقدامات خود را به درستی پیش بینی کنند.
یکی از پدیدههای جدیدی که به نظر میرسد مورد توجه و علاقه سینماییها قرار دارد، استفاده از “موی مصنوعی” برای زنان بازیگر است .
موی مصنوعی در ابتدای امر برای سریالها و فیلمهای تاریخی مورد استفاده قرار میگرفت.
در این آثار زنان بازیگری که بنا به ضرورت و تشخیص کارگردان میبایست بخشی از موهایشان نمایش داده میشد، از موی مصنوعی استفاده میکردند، در این حالت بخشی از موی مصنوعی از زیر پوشش اصلی سر، نمایان بود، این اتفاق در سریالهایی نظیر امیرکبیر رخ داد.
اما به تازگی مشکل الزام در نمایش مو در سریالهای تاریخی نیز با ترفندهایی برطرف شده، نظیر اقدامی که در چند سریال سالهای اخیر صورت گرفت و استفاده از کلاههایی با دوختی مشخص، مسئله فرم خاص پوشش زنان قاجار را برطرف کرد.
طی سالهای اخیر و با ورود انواع موهای مصنوعی به داخل کشور، استفاده از موی مصنوعی در فیلمها و سریالها از حالت ضرورت تاریخی خارج شد و کلاه گیس این اجازه را به زنان داد که با فراغ بال، گستره بیشتری از موهای خود را(هرچند مصنوعی) نمایان کنند.
در این حالت بخش زیادی از موهای مصنوعی از زیر روسری و یا شال و یا حتی کلاه نمایان میشود، بخشی که آراستگی و جذابیت لازم و دلخواه را برای زن بازیگر و البته تماشاگر به ارمغان آورده و به اسم اینکه “مو مصنوعی است” همه چیز به اصطلاح حل بوده و مشکلی وجود ندارد.
اما موضوع به اینجا ختم نشده مدتی است دیده میشود، گاهی، در برخی آثار سینمایی، کلاه گیس به تنهایی نقش زینتی یا فانتزی را برای زنان ایفا کرده و به شوخی و یا جدی مورد استفاده قرار میگیرد.
این مسئله شاید حالا چندان جدی نباشد و در صحنهای به صورت نمایشی مورد استفاده قرار گرفته باشد، اما با توجه به سیری که استفاده از موی مصنوعی از ابتدا تا حال داشته، بیم آن میرود که اینکار رفته رفته و پس از مشاهده سکوت همگانی، به یک عادت و روال عادی در کارهای نمایشی تبدیل شود .
کلاه گیس به طور حتم استفادههای مناسب و کاربریهایی دارد که شک نیست، کشف حجاب به شکلی خاص و خودنمایی در ملاء عام و یا نمایش عمومی، در میان آنها هیچ جایی ندارد.
مدتی پیش و درپی ممنوعیت حجاب در برخی مراکز آموزشی ترکیه، برخی دختران مسلمان برای حفظ پوشش اسلامی، از کلاه گیس بر روی پوشش سر خود استفاده کردند تا به این وسیله حجاب را حفظ و رعایت کنند…
این ماجرا دو تا لبه داره، یکی برای مقابله با دین و یکی برای یاری دین. لبه اول ماجرا نگاهی گذرا به بازیگرهای خانمه. بازیگرهایی که به بهانه گریم، از کلاه گیس استفاده میکنن.
فقط برای اینکه یه مقدار از موهاشون رو بتونن توی صورتشون بریزن. اول با کلاه گیس شروع کردند و بعد از یه مدت که دیگه برای مردم و مسئولین عادی شد، دیگه فرقی نمیکرد که موی خودشون باشه یا کلاه گیس!
یه حدیث در مورد کسایی که سعی میکنن با کوچک نشون دادن گناه، قبح گناه ریخته بشه، مثل بعضی از همین بازیگرهای خانم؛
امام علی (علیه السلام) فرمودند: بزرگترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.
نهج البلاغه حکت474
في سبيل الله