چشم و دل و ...
شب خواهرم به اتفاق خانواده اش اومده بودن خونه مون و بعد از حال و احوال، شروع کرد به گفتن داستان اختلاف زن و شوهری که پیشش اومده بودن به عنوان مشاوره. البته خواهرم عادت نداره بحث های زناشویی رو به دیگران بگه اما این دفعه رو بخاطر جالب بودنش گفت.
حالا داستان رو از زبون خواهرم می گم؛ وقتی نزدیک زنه شدم، ناله و نفرینش رو شروع کرد. مرد و زنه سنشون حدود25 سال می زد. پرسیدم قضیه چیه؟ اختلافتون سرچیه؟ گفت: «خانم دکتر، در بیبندوباری این مرد همین بس که توی خیابان، خودش زنهای مردم رو به من نشون میده و مثلاً میگه؛موی فلانی رو ببین، سر و وضع فلانی رو نگاه کن... درسته که من همسر اون باشم ولی اون، چشماش به زنهای دیگه باشه؟»
مسلماً انتظار داشت من هم ازش حمایت کنم و رو کنم به آقا و بگم: «ای مرد... ! این چه کاریه که میکنی؟... اما واکنشم باعث بهت اون ها شد. خیلی راحت و با اطمینان گفتم: «خانم اینکه شما می گید، که ایرادی نیست؛ خیلی هم خوبه.

گفتم: «شما تو خونهتون ماهواره دارید؟ گفتن: بله، فیلم و موزیک و برخی برنامهها رو... با هم می بینیم گفتم: «لابد با هم می شنید و تماشا میکنید. گفتن: «بله.»رو کردم به خانم و گفتم: «خُب، زنهایی که تو اون فیلمها و برنامههای ماهواره هستند از نظر شما سر و وضع و لباسشون ناجورتره یا زنهای توی خیابون؟


به هرحال وقتی زن و شوهری قبول کردن تو خونهشون ماهواره باشه ، تبعاتش رو هم باید قبول داشته باشن؛ بیمهریها، سردیها، بیمیلیها، دعواها. به هرحال وقتی پایه خانواده سست شد، زمینه قهر و نزاع و طلاق فراهم میشه. البته مشکلات اینچنینی فقط به خاطر بدحجابی و نوع پوشش تصاویر ماهوارهای نیست. خودتون قضاوت کنید، وقتی خانوادهها، روزها بلکه هفته هاو نه بلکه ماه ها، سریالهایی رو دنبال میکنند که هدفی جز عادی جلوه دادن روابط نامشروع و غیرمجاز ندارند، فیلمهایی که زن و شوهرها رو تشویق به خیانت به یکدیگر میکنند و اسم تمام اینها رو آزادی فردی میگذارند، چه بر سر خانوادههای ما میاد!؟
في سبيل الله